شمس الدين حافظ
24
ديوان حافظ ( انتشارات زوار ) ( فارسى )
كشيده بودند همه چيز مطلقا و به طور كلى از نان و آرد و گوشت گرفته الى سيبزمينى و برنج و جميع حبوبات و شير و پنير و روغن و اقسام دهنيات و لبنيات و قند و شكر و مربّى و عسل و صابون و حتّى ارسى و حوله و ملحفه و پشمينهجات بهكلى ناياب و بوجه من الوجوه پيدا نمىشد و ارزاق ضروريّه را دولت به دست گرفته به عدد رئوس به هر نفرى سهمى معيّن در مدتى معيّن توزيع مىكرد ، ولى چه مقدار ! مثلا هفتهاى 26 سير نان سياه و سه سير گوشت و 5 مثقال ( 25 گرام ) روغن ! و ماهى چهار سير و نيم قند و يك عدد تخم مرغ ! و ساير اشياء به همين قياس و تناسب . و اين را هم عرض كنم كه ما ايرانيان نسبت به ساير اهالى مملكت خوشبختتر بوديم زيرا به مساعى و اقدامات آقاى تقىزاده به عنوان اينكه ماها خارجهء بىطرف و مهمان دولت آلمان هستيم به هريك از ماها از ارزاق مذكوره سهم مضاعف مىدادند يعنى بهجاى هفتهاى پنج مثقال روغن ، به ما ده مثقال ( 50 گرام ) و بهجاى ماهى يك تخم مرغ به ما دو عدد صحيح بىكسر ، تخم مرغ مرحمت مىشد ! بارى اين مدت چهار پنجساله را در مصاحبت دائمى دوست قديمى خود دانشمند معظم محترم آقاى سيد حسن تقىزاده مدّ ظله به سر مىبردم و از مفاوضات علمى و ادبى آن يگانهء فاضل علّامه ، همواره مستفيض بودم . ايشان در آن ايّام به مساعدت دولت آلمان يك انجمنى به اسم « كميتهء ايرانى » تشكيل داده و جمعى از اعزّهء ايرانيان را كه در آن ايّام وانفسا بواسطهء انقطاع روابط بين المللى و انسداد طريق ، همه در حكم ابناء السبيل و اغلب در باب امر معيشت و لو اينكه در بلاد خود شايد متموّل بودند سرگردان بودند . آقاى تقىزاده بتوسط آن كميته از همه نگاهدارى مىنمود و به اين طريق جمعى كثير از هموطنان ما از صدمهء آن طوفان عالمگير محفوظ ماندند و از آن سموم آتشين كه تر و خشك را بسوخت جانى به سلامت بدر بردند . اين مدت چهار پنجساله فىالواقع برلين به وجود جمعى از نخبهء نجبا و فضلاى ايران آراسته بود و عدّهء كثيرى ازيشان با تفاوت مسلك و شغل و سليقه كه بناتالنعشوار در اطراف بلاد متفرّق بودند بواسطهء مساعى آقاى تقىزاده همه پروينآسا در يك نقطه جمع آمده و مانند رمهء گوسفند در هنگام طوفان همه ، سرها را به يكديگر نزديك آورده ، در كمال اتّحاد باهم به سر مىبردند و از كشتار هولناك بيست مليون نفوس كه در همان اثناء در خارج از حدود آلمان در ميدان دوردست جنگ به عمل مىآمد بهجز صور متحركى كه در سينما تماشا مىكردند يا بعضى سربازان مجروح ناقص الاعضاء كه در معابر بر سبيل تصادف به آنها بر مىخوردند ، يا صفوف مطوّل زنها و پيرمردها در مقابل دكاكين نانوائى و قصابى و بقالى كه